وکیل,وکالت,قاضی,دادگاه,دادگستری,حقوق
30
مرداد

ابهامات دنیای وکالت، وکیل یا وکالت چقدر نیاز است؟ (بخش سوم)

شایعترین تخلف وکلا مربوط به مسائل مالی می شود.

به نظر می رسد شایعترین تخلف از سوی وکلای دادگستری مربوط به مسایل مالی باشد. رئیس کانون وکلای مرکز، در این باره می گوید: ۹۰ درصد شکایاتی که داریم از سوی طرف مقابل نسبت به وکیل طرف دیگر است. جالب است شکایت موکل از وکیل به ۱۵ درصد نمی رسد که بخش غالب آن اختلاف در میزان حق الوکاله است. در کانون وکلا، تعیین حق الوکاله واقعی بسیار مهم است و کسی نمی پذیرد تمبر پرونده به صورت غیرواقعی اعلام شده باشد. بخشی از این درآمدها به حساب کانون وکلا و بخشی به صندوق حمایت از وکلا می رود و طبیعی است ما به دنبال احقاق حقوق کانون وکلا باشیم.

عیسی امینی درباره کشف این تخلفات می گوید: در پرونده هایی که حق الوکاله غیرواقعی اعلام شده است، بعضا قضات نمی پذیرند، بعضا موکلان، اطلاع می دهند و در نهایت، همکاران ما در کانون وکلا هم مراقب هستند تا تخلف صورت نگیرد. هر چند ما خدمت رئیس دستگاه قضا هم گفتیم که آیین نامه تعرفه وکالت دقیق و واقعی نیست و این که برای دفاع از یک جرم بزرگ، مبلغ ۳۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است، منصفانه به نظر نمی رسد و همین تعرفه غیرواقعی باعث بروز تخلف می شود.

او درباره حل مشکلات تخلفات مالی مربوط به وکلا می گوید: بین ما و مرکز مشاوران قوه قضاییه درباره مسایل مالی وکلا، نگاه واحدی وجود دارد، اگر آیین نامه تعیین تعرفه حق الوکاله اصلاح شود، کمک به واقعی کردن میزان حل الوکاله و در نتیجه تمبر مالیاتی آن خواهد شد.

امینی درباره میزان شیوع تخلف تبانی با طرف مقابل پرونده می گوید: اگر ما بخواهیم ۱۰۰ تخلف را به وکیل نسبت بدهیم، به جرات می توان گفت حداکثر یکی از صد اتهام، مربوط به تبانی است. مواردی هم که شناسایی نمی شود، قابل بحث نیست. در هر شغل و صنفی ممکن است این مسئله رخ دهد. خوشبختانه شکایات نشان می دهد این موارد بسیار اندک است.

 

چرا مردم به وکیل مراجعه نمی کنند؟

در سالهای اخیر طرحهای زیادی که با هدف آشتی دادن مردم با وکلا کلید خورده بود، ناکام باقی ماند. طرحهایی مانند وکیل خانواده یا هر خانواده یک وکیل یا بیمه وکالت، نتوانست آنچنان که باید و شاید بین شهروندان جای خود را باز کند.

علت اصلی این مسئله را باید در فرهنگ «وکیل گریزی» جامعه دانست. از سوی دیگر، بسیاری از شهروندان ترجیح می دهند به جای مراجعه به وکیل در امور حقوقی خود، شخصا و راسا، «خودوکالتی» کنند. مانند حالتی که فرد بیمار، به جای مراجعه به پزشک، با خوردن خودسرانه دارو، اقدام به خوددرمانی می کند.

امینی در این باره می گوید: ما شاهد آن هستیم در بین تعداد زیادی از شهروندان، خوددرمانی به صورت شایع در منازل انجام می شود. همین امر در وکالت هم وجود دارد ولی نه به اندازه ای که در پزشکی شایع است. مردم در امر خوددرمانی، اعتماد به نفس بیشتری دارند تا در مراجعه به محاکم. این موضوع، تبدیل به یک فرهنگ عمومی شده است. مردم ترجیح می دهند خودشان کارهایشان را انجام دهند و بدون تجربه، تحصیل و تخصص کارهای مختلف را انجام دهند. این یک همه گیری است که بافت اجتماعی کشور ما را تهدید می کند.

رئیس کانون وکلای مرکز از عامل دیگری هم در گریز مردم از وکیل و وکلا، یاد می کند. عیسی امینی درباره فرهنگ وکیل گریزی می گوید: برخی رسانه ها وکیل هراسی را در ذهن مردم شکل می دهند و وکیل را فردی تبانی کار و خطاکار جلوه می دهند. وقتی از دفاع از مردم حرف می زنند گویی یک فرد عامی بهتر از وکیل می تواند در محاکم حرف بزند، وقتی این را در رسانه ها می بینیم، ثمره اشتباه آن را در می توان در دادگاه ها و محاکم قوه قضاییه مشاهده کرد. بالابردن هزینه قوه قضاییه و مردم، اطاله دادرسی و مانند آن از جمله نتایج خودوکالتی در بین شهروندان است.

ماجرای شهروندان با اصناف تخصصی مانند وکلا و پزشکان، مسئله ای نیست که به سادگی به سامان برسد. آنقدر این رابطه پیچیده و دامنه دار است که در ادبیات فارسی هم نفوذ کرده و تبدیل به مثل و ابیاتی در دنیای شعر شده است. ابیاتی مانند این نشان می دهد مردم چقدر از مشاغل تخصصی، رنجیده اند: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد! 

به نقل از خبر آنلاین

  • توسط : رضا زیرک باش
  •  30 مرداد 1398


به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی