وکیل,وکالت,دادگاه,دادگستری,پرونده های قضایی,حقوق
24
مرداد

ابهامات دنیای وکالت، وکیل یا وکالت چقدر نیاز است؟ (بخش اول)

 

وکیل داشتن برای بعضی آدم‌ها کلاس است، و برای برخی دیگر نیاز؛ بعضی بدون اجازه وکیل‌شان حتی یک چک هم امضا نمی‌کنند، برخی آدمها هم مهمترین پرونده‌های دادگاهی‌شان را بدون حضور وکیل، برگزار می‌کنند، چون معتقدند: خودم اندازه صد تا وکیل می‌دانم! 

آمار پرونده های قضایی در ایران بسیار بالاست. آنقدر بالا که می شود گفت شاید کمتر کسی در کشور، به هر دلیلی پایش به محاکم نرسیده است. اینجاست که پای شغل دیگری هم به میان می آید... وکالت!

وکیل یا وکالت، چقدر نیاز است؟ آیا نیاز به وکیل، نیاز به خدمات شیک و گرانقیمت برای کسانی است که دستشان به دهانشان می رسد یا باید هر خانواده ای، یک وکیل داشته باشد تا درباره مسایل عادی زندگی مانند خرید و فروش، رهن و اجاره و حتی ازدواج و طلاق با او مشورت کند؟ آیا کسانی که آشنایی نسبی با نظام حقوقی دارند یا چند جلد کتاب «وکیل خود باشید» و «قانون به زبان ساده» خوانده اند، دیگر نیاز به وکیل ندارند؟ آیا وکلا آنطور که فیلم «وکیل مدافع شیطان» و حتی بعضی سریالهای تلویزیونی وطنی نشان می دهند، دست شیطان را از پشت می بندند؟ یا وکلا هم شغلی مانند دیگر مشاغل هستند که به عنوان مثال، مانند «پزشکان» دارای حرفه ای خاص و تخصصی هستند که پیچ و خم فراوان دارد؟

اینها سئوالاتی است که نمی توان برای آن پاسخ قطعی و غیرقابل مناقشه داد. واقعیت این است که وکالت هم مانند بسیاری از مشاغل تخصصی دیگر، پر از ابهام و ایهام است. ابهاماتی که بعضا باعث می شود میان وکیل و موکل اختلاف پیش بیاید و وکیل از جمله طلایی نهایی استفاده کند: «اگر به من اعتماد نداری، استعفا می دهم.» این میان بحثهای حاشیه ای دیگری هم پیش می آید، وکلا چقدر می توانند پرونده ها را به پیروزی ختم کنند؟ خیانت آنها چقدر احتمال دارد؟ آیا در صورت تبانی با طرف پرونده یا وکیل طرف دیگر، قانون از موکل حمایت می کند؟

پس برای این که به پاسخهای نسبتا قانع کننده برای این سئوالها برسیم لازم است نگاهی از زوایای مختلف به حرفه وکالت بیندازیم.

 

پیچیدگی دنیای حقوق

واقعیت این است که حقوق، از پیچیده ترین علوم انسانی است. پیچیدگی این علم به اندازه ای است که در کشور ما، البته با وجود اینکه  مانند حقوق کشورهای اروپایی به خصوص انگلستان نیست، در مقطع کارشناسی ارشد آن، بیش از ۳۰ گرایش وجود دارد، ولی گرایش های عمده حقوق، ۴ گرایش شمرده می شوند: حقوق عمومی، حقوق خصوصی، حقوق جرم و جزا و حقوق بین الملل. به طور معمول هر یک از وکلا باید در همه گرایشهای مزبور دارای مطالعه و نظر باشند ولی قطعا فقط در یکی از گرایش های فوق، دارای تخصص شمرده می شوند، زیرا مثلا وکیلی با تخصص حقوق عمومی، باید بتواند در زمینه های حقوق شهری و قوانین شهرداری، حقوق مالیاتی، حقوق بیمه ها، حقوق تامین اجتماعی، حقوق کار، حقوق مربوط به تخلفات اداری، حقوق اصناف، پرونده های مربوط به سازمان تعزیرات، حقوق مربوط به دعاوی در صلاحیت دیوان عدالت اداری و بسیاری زمینه های دیگر صاحب مطالعه و نظر باشد تا بتواند به موکل خود، راهنمایی درست و ارزنده کند.

در این دنیای پیچیده، آیا می توان گفت یک شهروندان عادی بدون تحصیلات کافی حقوق، قادر به حل مشکل حقوقی خود است؟ پاسخ قطعا منفی است. پس نیاز به راهنمایی یک حقوقدان متخصص در دعاوی حساس مانند دعواهای کارگری-کارفرمایی، دعواهای مالیاتی، دعواهای شهرداری و نظایر آن، وجود دارد. از طرف دیگر، این را هم باید در نظر داشت در صورتی که قرار باشد یک شهروند برای امور مربوط به قراردادهای خصوصی خود مانند رهن و اجاره و خرید و فروش به یک وکیل با تخصص حقوق خصوصی مراجعه کند، درباره اتهامات یا جرایمی که مربوط به او در مقام شاکی یا متهم است به یک وکیل با تجربه متخصص در زمینه جرم و جزا مراجعه کرده، درباره دعواهای عمومی و دولتی به یک وکیل متخصص در حقوق عمومی مراجعه کرده و احیانا اگر مشکل تجارت بین المللی داشته باشد به یک حقوقدان با تخصص حقوق بین المللی مراجعه کند، نیاز به وکلا در جامعه بسیار زیاد می شود. پس یک شهروند معمولی، در چه حدی نیاز به مشاوره وکیل دارد؟

پاسخ به این سئوال هم به نسبت روابط تجاری و غیرتجاری افراد مربوط می شود. هرچند باید گفت در برخی پرونده های به ظاهر ساده، ممکن است وضعیت های بسیار پیچیده ای به وجود بیاید که نیاز به وکیل را ناگزیر می کند. مانند پرونده طلاق که به نظر، پرونده بسیار ساده ای است. مثلا در ابتدای امر مطرح شود خانمی قصد دارد از شوهرش طلاق بگیرد، ولی در ادامه با طرح دعواها و شکایات مختلف زن و شوهر از یکدیگر، ماجرا به شدت گره می خورد.

در مثالی که مطرح شد، ممکن است طرح یک دادخواست ساده طلاق، از سوی زن، منجر به مطرح شدن پرونده های متعددی شود. مانند پرونده ضرب و جرح، توهین و افترای زن و شوهر علیه همدیگر، پرونده دخالت و مزاحمتی که زن و شوهر علیه همدیگر یا خانواده همدیگر باز می کنند، پرونده استرداد جهیزیه، پرونده استرداد هدایای نامزدی، پرونده استرداد اموال هبه شده، پرونده تنصیف اموال شوهر(به شرط امضای شرط تنصیف اموال توسط زوج)، پرونده نفقه، پرونده ترک انفاق، پرونده تمکین عام و خاص، پرونده تدلیس، پرونده رجوع، پرونده دادخواست مهریه، پرونده اعسار از پرداخت مهریه، پرونده اعسار از پرداخت هزینه های دادرسی و ... باز می شود که هر یک دارای هزاران نکته ریز حقوقی است و به نظر می رسد این لیست تمامی ندارد!

در این شرایط، آیا یک فرد ناآگاه به مسایل حقوقی، می تواند کار حقوقی همه پرونده ها را یک تنه انجام دهد؟ به نظر می رسد جواب این سئوال، منفی است...

 

 

  • توسط : رضا زیرک باش
  •  24 مرداد 1398


به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی